نوشته‌هایی با برچسب "قصه جوجه تیغی"

 قصه کاکتوس و جوجه تیغی قصه کاکتوس و جوجه تیغی

قصه کاکتوس و جوجه تیغی. Previous. Next. Close. <!-- <a href="#" onclick="return false" class="highslide-move control"><strong>Move</strong></a> -->. یک روز سولماز کوچولو و مادرش به بازار رفتند. سر راهشان یک گل فروشی بود. سولماز کوچولو جلوی گل فروشی ایستاد. دست مادر را کشید و گفت: «مامان . مامان. از این گل های خاردار برایم می خری؟». مادر به گل های پشت شیشه نگاه کرد و گفت: «اینها را می گویی؟ اینها کاکتوسند. ». بعد هم به داخل گل فروشی رفتند و یکی از آن گلدان های کوچولوی کاکتوس را خریدند. مادر گفت: «هفته ای یکی دو بار بیشتر به آن آب نده. خرا

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه